خوشحـــال خـــان ختـــک (۱۶۱۳- ۱۶۸۹) آغـــازگـــر ادبیـــات مـــلی شـــعری (پشـــتو)

بنابراین برای الفبائی شدن خط، و تطبیق علامت ( خط ) با صدا وحرف( زبان )، کافی است برای هرصدا و هرحرفِ موجود درهرزبان، تنها یک علامت مشخص وجود داشته باشد. ولی چنين خطر متوجه زبان دری نبود بخاطريکه اين زبان برخلاف زبان پهلوی « از همه مزايای قابل زيست و بقا و رواج برخوردار بود و قابليت و استعداد کافی برای ترجمه از عربی به دری داشت.» ( 2) لذا توانست که مانند سابق به حيث زبان رايج باشندگان آريانا باقی بماند. می تواند قابل قبول باشد. « تیپر» درایلام بعنوان نماینده ثابت دولت درادارۀ سازمان شهر دخالت داشته و بعد از« آتار» ( استاندار یا فرماندار ) و قُضات كه همگی انتخابی بودند، ازصاحبان قدرت درجامعه محسوب می شد، كه بعدها این امتیاز به كاتبان آرامی و سپس كاتبان فارسى درى به ارث رسید.

درمعنی خدا: « دیوس » ( دی یوس ) سانسكریت ( ودا ) با « زئوس » یونانی، « ژو(س) » رومی، « دییو Dieu » فرانسه كه همگی با « دئو » پهلوی و« دیو » فارسى كه مقابل خدا وبمعنی اهریمن وشیطان است ازیك ریشه آمده است. دوبیتی: دو بیت است مانند رباعی ولی تفاوتشان در وزن است. ، قاطی می شود، ولی با« الف » بیصدا، صدا دارها تنها صدای مستقل خود را بیان می کنند.

را تنها با یک کلیک موس فراهم می کند! اين سخنان کهزاد فی الواقع درسی بود به خام انديشانی که حقايق تاريخی را به زعم خود شان تحريف می نمايند. دورِن است که نخستین بار بتدریس زبان پشتو در آنجا آغاز کرده و بدینمنظور کتاب درسی را براساس کتابهای دستنویس پشتو منجمله کتاب خوشحالخان ترتیب کرد. زبان انگلیسی باستان شباهت بسیار زیادی به زبان آلمانی باستان داشته است چون انگلیسی زبان ها عمدتاً اقوام ژرمنی بودند که از آلمان وارد بریتانیا شدند و به نوعی زبان آلمانی را می توان مادر زبان انگلیسی دانست. افغانستان از عهد اويستا يعنی هزار سال قبل از ميلاد مسيح تا ظهور اسلام بنام آريانا که مفهوم مسکن آريا را ميدهد ، ياد ميشد.

معماران عهد ساسانی با ابداع طرق جدید (از قبیل طاق های ضربی) این مشکل را حل کردند و تحول مهمی در کار معماری پدید آوردند. همۀ ایت واژه ها یا ازعربی و زبان های علمی ( از ریشۀ لاتین و یونانی ) اخذ شده است و یا ترجمه اخیر و جدید از آن ها است. 9- ( مربوط به صفحۀ پنج ) حروف بی صدای فارسی سی و دو( ۳۲ )عدد است ( بی صدا: ۲۸ حروف ابجد، با ۴ حرف: پ، چ، ژ، گ )، است و نه سی و سه ( ۳۳ ) حرف. چون خود زردشت عنوانی اسطوره ای( زمان تاریخی مَعیّن ومکان جغرافیائی مشخصی ندارد )، لذا همانند: آدم، نوح، ابراهیم و رستم و..شخصیت تاریخی نیست، « گات » های منسوب به او، ومحل و زمان رواج زبان اوستائی وبالاخره مردمانی که به آن متکلم بودند، همه اسطوره ای ( بی زمان و لامکان ) می باشند و نه تاریخی.

منسوب به سجز یا سجستان که اقلیمی است. فرهنگ دهخدا کامل هم دایرۀ المعارف است و هم کتاب مرجع علوم گوناگون و هم لغت نامه. پس از انتقال سازمان به مجلس شورای ملی قسمتی از کتاب های خطی و چاپی آن مرحوم به کتابخانۀ لغت نامه تحویل داده شد و بقیه در تصرف ورثۀ آن مرحوم باقی ماند. دیتابیس حال حاضر وب سایت Babylon دارای بیش از 1300 لغت نامه ی کوچک و بزرگ از 75 زبان زنده ی دنیاست که به طور مداوم بر تعدادشان نیز افزوده خواهد شد .

با کلیک بر روی گزینه “اکتیو” از منوی دیکشنری تحلیلگران ، لغت نامه اکتیو ویندوز اجرا می گردد. به نظر برخی از افراد، بهترین راه یادگیری لغت انگلیسی و معنی آن از طریق دنبال کردن آن در دیکشنری است. حواشى و داخل پارانتز ( ) از دکتر ضیاء صدرالاشرافى است. چیزي است از صوف که زنان بر هودج اندازند. پسوندی مکانی است كه در فارسى، هنوزهم بكارمی رود، و درالحاق به اسم آنرا به صفت مبدل می كند و معنی آن: با، پر، آگین و… است.

اختلاف وجدائی زبان كنونی با زبان پهلوی، از یكسو و زبان هخامنشیان ( پارسی باستان ) با هردو ازسوی دیگر، تنها درتركیب هسته اصلی و لغات اساسی آن ها نیست، بلكه درجنبه گرامر وحروف بیصدا consonne هم هست: مقایسه گرامرزبان فارسى، با گرامر زبان هخامنشیان ( زبان آری یا: پارسی باستان ) و زبان اوستائی – ودا ( با خط سانسکریت یا دین دبیره ) ملاحظه شود. یکی از دوسئوال اصلی، درمعرفی نیّت ایدئولژیک و جهت دار، این مستشرقین، عبارت است ازاین است که : چرا در ” تب و تاب ” جذبات آریائی گرائی دورۀ پهلوی، این زبان را نه بنام اصلی آن یعنی زبان” آري یا ” که خودهخامنشیان هم می نامیدند، بلکه بنام ناحیه ای که بسبب قرارگرفتن درکنار( دریا )، ازطرف ایلامیهای پیوندی ( التصاقی ) زبان، پیش از ورود و استقرارقبایل دهگانه ( سازندۀ امپراتوری هخامنشی ) درآنجا، پارسه نامیده می شد، ” پارسی باستان ” نام گذاری کردند.

هر شهری که به مرکز حکومتی مبدل شده است، زبان فارسی، زبان آنجا را درخود تحلیل برده و باصطلاح« فارسیزه » کرده است. به پیروی از الفباء لاتین، تنها پنج عدد ازاصوات صدا دارمشخص است ( A,E,I,O,U )، اما اصوات سه گانه درآلمانی، هریک علامت خاص خود را دارد (Ä اَ / اؤ Ö / اوُ Ü ) در حالیکه درزبان فرانسه علامتی های مختلفی برایِ صوتِ: ( اَ ,Ä Ə ,) موجود است، اما علامت خاصی و مستقلی مانند آلمانی وعربی ( فارسی ) و ترکی ندارد:( Map / Femme / Un ).

كنونی، اشاره كرده است. از دیگر امکانات سایت واژه یاب می توان به سرویس قافیه یاب آن اشاره کرد. 11- ( مربوط به صفحۀ هشت ) درمتن آمده است: با اشاره « پب » یعنی « پهلوی باستان » سهو قلم است. 12- ( مربوط به صفحۀ هشت ) بعضی واژهها درمیان زبانهای تحلیلی( هند واروپائی ) مشترك است. بعضی ها تصور کرده اند که زبان دری معجونی است مرکب از زبان پهلوی ساسانی و لغات عربی. مصداق سخنان او ، نتايج تحقيقات باستان شناسان مجرب بين المللی است که با سهل شدن وسايل ارتباط ، امروز هر لحظه ميتوان به آن دسترسی داشت.

البته این هم محتمل است که قطران که زبان گفتار او با هم شهری هایش زبان ایرانی آذری بود، هر چند هنگام نوشتن بر زبان فارسی تسلط داشت، ولی در سخن گفتن به این زبان کمی کند بود. بنابراین سخن اُرانسكی ( كه مؤلف محترم نقل قول كردهاند ) جای تأمل و تردید فراوان دارد. » قطعاً سهوقلم است: زبان « درى قدیم » درواقع، بنا به اصطلاح رایج مستشرقین جاعل: زبان « فُرس قدیم » یاهمان زبان « پارسی باستان » یعنی زبان « هخامنشی ها » ( زبان « آری یا » به قول داریوش ) است، اصطلاح زبان های« درى قدیم » در زبانشناسی ( زبانهای هند و ایرانی ) مستشرقین و پیروان ایرانی شان، وجود ندارد.

درتقسیم بندی زبانها، آنها را بنا به ساختارگرامری و نحوی ( و با توجه به لغات اساسی ) شان، ازلحاظ زبانشناسی طبقه بندی کنیم و نه بنا بر ژئوپولتیک ( جغرافیای سیاسی )! و پادو های وطنی شان، جواب جعلیات خود را از حقیقت دوستان دروغ ستیز، دریافت دارند. « الف »علامت حرفی است که برخلاف سایرحروف بیصدا، از خودهیچ صدائی ندارد و لذا، جهت نمایش تمام صدا دارها( مصوّت ها ) ، بهمراه علامت دیگری برای مشخص کردن شان، بکارمیرود. حال آنکه يکی از صفات زبان دری حقيقی ، عدم دخالت زبان عربی است و قرن پيش از زبان عربی در افغانستان تشکل نموده بود.

بسبب عدم ارتباط زبان پهلوی با دو زبان پیش( زبان هخامنشیان ) وبعد ازخود( فارسی دری کنونی )، پارسی میانه نامیدن زبان پهلوی، جزپیروی از نیات استعماری جاعلان دانشمند نمی باشد. چون زبان فارسى دری بعنوان زبان شعر و ادبیات، دراصل، « زبان مهاجردیوانی و ادبی » از شرق افغانستان ( بلخ ) و آسیای میانه به خراسان کنونی ایران تا شهرهای مرکزی ( شیراز و اصفهان )، در« دربارها »ی سلاطین ( اغلب ترك ) بعد ازاسلام بوده است، و درانتساب به دربار، آن را« درى » خواندهاند وهیچ زبان دیگری پیش از اسلام « درى » خوانده نشده است.

زبان رسمی کشور هندوستان نیز تا پیش از ورود استعمار انگلیس، فارسی بود. خاقانی. گهی با بخت گفتی اي ستمکار نکردي تا تویی زین زشت تر کار.نظامی. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص 317 ||). رئیس رؤسای بیرون. || رئیس تشریفات صفویان. بعد از آن نیم درهم مشک تبتی با مثقالی زعفران در ده درهم گلاب حل کند چنان که جرم هر دو نیک حل شده باشد و به والا بپالاید (یعنی به وسیله پارچه ول ابریشمین صاف کند) به وجهی که اصلا جرم زعفران و مشک از والا بیرون نیاید و بعد از آن صاف شده مشک وزعفران در مداد (مرکب) کند به غایت خوب و روان و مطوس باشد و این است ترکیب مداد مطوس.

دوم اینکه، منطقی و ایدال آن است که: برای هرصوت وحرفی، که درهرزبانی موجود است ، بایستی تنها یک علامت وجود داشته باشد. ترویج کلمات نا آشنا از یک کشور دیگر نه تنها باعث تکامل لسان دری نمی شود ، بلکه اصلاً هیچگونه توجیهی برای رواج دادن همچو یک بدعت وجود ندارد . وظيفهی ملی و فرهنگی همهی ما فارسی زبانان، به ويژه اهل قلم و دست اندرکاران ادب و فرهنگ ايجاب می کند که نه تنها پاسخ گوی همهی رفتارها و رويکردهاي زبانی خود باشيم؛ بلکه نگرش انتقادی و نکته گيرانه در گفتار و نوشتارِ ديگران را نيز خويشکاری خود بدانيم.

دیدگاهتان را بنویسید