سنگی بر گوری/فصل ۶ – ویکینبشته

خلاصه بی نظمی ورواج بازاررشا وارتشا وتصدی اشخاص نالایق ملت ایران را بشدت برانگیخت که ازدولت ملی خودبخواهداصلاح دادگستری را درماده اول برنامه خودقراردهد. احترام به ملتها کار آسانترى است ملت ایران همیشه به ملتهاى جهان احترام گذاشته است و وقایع اخیر ایران صبت شهرت ایران را در تمام جهان برد و ملتهاى جهان ما را شناختند و الان با چشم احترام به ما نگاه مىکنند و مسلماً آنها هم احترام ملت ما را خواهند داشت ولى احترام به ملتها هم باید به یک نحوى تظاهر بکند تظاهر بزرگ آن محترم داشتن سمبل ملتهاست ملتهاى جهان با علائم و با اشخاص در دنیا مجسم میشوند شاه یک مملکت، رئیس جمهور یک مملکت، پرچم یک مملکت مؤسسات ملى یک مملکت اینها مظاهر ملتها هستند و بنابراین ملت ایران کاملاً باید مراقب باشد که احترام این سمبلها و این مظاهر را بگذارد و اگر خداى نخواسته اشخاصى از راه نادانى و یا از راه غرض گاهى اوقات بتوانند و موفق بشوند که به این مظاهر بىاحترامى بکنند باید به شدت از آنها جلوگیرى کرد (صحیح است) و من در این مورد احترام ملتها مجبورم اشاره بکنم به یک اعلامیهاى که در آن کوشیدند که ملت ایران را با یک ملت دیگرى طرف معامله و طرف بغض و دعوى قرار بدهند حتى در منتهاى دشمنى حتى در جنگ بینالمللى چه اول و چه دوم شما همیشه مىبینید که سران دولتها مىگویند که ما با ملتها دشمنى نداریم ما با ملتها سر و کارى نداریم ما با ملتها دشمن نیستیم دعواى ما دعواى دولتهاست نه دعواى ملتها ولى در اعلامیهاى که چند روز پیش دولت قوام منتشر کرد در آنجا خواست دعواى ملت ایران و دولت ایران را با یک شرکتى به صورت دعواى بین دو ملت معرفى کند و بگوید عملیات طورى است که ملت ایران را با ملت انگلستان گلاویز کرد در صورتی که این حرف غلط بود و نبایستى این حرف هیچ وقت زده شود حتى اگر بعضى از افراد در طرز بیانشان طورى بیان بکنند که یک چنین اشتباهى هم ایجاد بشود دولتهاى ما موظفند این سوءتفاهم را برطرف کنند و من اینجا میگویم ملت ایران با هیچ ملتى سر و کار ندارد تمام ملتها را با دیده احترام مىنگرد در روابطش با دولتها و احترامش نسبت به دولتها بستگى دارد با روابط آنها نسبت به ملت ایران و سیاست دولتها که متغیر هستند و با سیاست مملکت تغییر مىکنند و یا با پیشآمدها ممکن است تغییر بکنند با ملت ایران سوا است (نریمان – به شرط معامله متقابله) آقا ملتها همیشه نسبت به ما احترام دارند و در تمام جریان نفت همه از آسیا و آمریکا به ما گفتند که نسبت به ما احترام دارند ملتها همیشه با هم هستند و در همه جا این ملتها به همدیگر احترام مىگذارند اختلاف همه جا اختلاف دولتها است نه اختلاف ملتها عرض کردم سیاست دوستى مثل هر سیاستى وسیله اجرا مىخواهد اعلام یک سیاست انجام آن سیاست نیست بیان یک سیاست اجراى آن سیاست نیست اجراى سیاست با وسائل آن است که در این مملکت سالهاى متمادى در خارج از مجلس این را بایست که من اذعان بکنم با وجودی که در تمام ممالک دنیا اقلاً ماهى یک مرتبه در مجلسها سیاست خارجى مطرح میشود در مجلسهاى ما سالهاى متمادى است که سیاست خارجى ولو در یک جلسه مطرح نشده است و من این را ممنون وکلا هستم که یک مسخرهاى را در مجلس ایران نیاوردند براى این که ما در این سى سال سیاست خارجى نداشتیم که اصلاً مطرح بشود و چه خوب شد که این بحث در این مجلس نیامد و یک ریشخند دیگرى بر ریشخندهاى مکررى که به ملت ایران میزدند اضافه نشد ولى الان که ما زنجیر اسارت را پاره کردیم الان که ما در عمل خودمان آزاد هستیم سیاست خارجى ما باید مطرح باشد و درش بحث بشود و درش نظر داده شود در این مدت عدهاى براى خودشان سیاست خارجى بیان میکردند هر فردى سیاست خارجى داشته است هر دستهاى سیاست خارجى داشته است یک عدهاى سیاست بیطرفى را میخواستند که در حقیقت اکثر مردم ایران بودند دستهاى میگفتند در این دنیا بیطرفى معنى و مفهومى ندارد و بایستى طرفى گرفت و البته آنهایى که طرفدار طرفدارى بودند مابینشان اختلاف بود عدهاى یک طرف را مىخواستند و در حقیقت این بحثها و دعواها مفهومى نداشت معنى نداشت براى این که وسیله اتخاذ یک سیاستى از هر جهت که باشد در دست نبود ما بیطرفى خودمان را میتوانستیم حفظ بکنیم و نه از رفتن در طرفى میتوانستیم خدمتى انجام بدهیم دوستى ملتها و دوستى دولتها تابع همان مقررات دوستى افراد است افراد در دوستى خودشان کسانى را میخواهند که از یک جهتى لااقل بارى را از دوششان بردارند نه کسانى را که همیشه وبال گردنشان هستند یک ملت ناراضى یک ملت گرسنه یک ملتى که نه جمعیت دارد نه راه دارد نه وسیله دارد این مملکت چه سیاست طرفدارى یا بیطرفى میتواند بازى بکند این مملکت باید منتظر وقایع باشد و از هر طرفى که واقعه آمد تحمل بکند ولى اگر قرار است که سیاستى اتخاذ شد این سیاست باید وسائلش در دست باشد و بایستى متوجه بود که این سیاست بیطرفى که دولت ایران اتخاذ میکند و با همه دوستى را میخواهد و این سیاست خواسته اکثریت مردم ایران است این سیاست از سیاست طرفدارى مشکلتر است سیاست طرفدارى لااقل این حسن را دارد که شما را از یک جبهه آسوده خاطر میکند اقلاً یک طرف امن نگه میدارد ولى در سیاست بیطرفى شما باید همه جوانب امر را ببینید همه جبههها را نگاه کنید باید اسلحه بیطرفى را وسیله بیطرفى را اتخاذ بکنید و این دولت که برنامههاى اصلاحى دارد باید برنامههاى اصلاحیش متکى به این سیاست خارجى باشد با این سیاست که ملت ایران میخواهد بیطرف بماند و باید بتواند بیطرفى خود را حفظ بکند باید وسایل کافى و اشخاصى که مؤمن به این سیاست هستند و مىتوانند چنین سیاستى را عمل بکنند داشته باشند قدرت یک مملکت به تعداد توپ و تانک و تفنگش نیست قدرت یک مملکت مربوط به جمعیت فقطش نیست عواملى که در قدرت یک مملکت منظور مىشود و بهش پتانسیل جنگى میگویند یک عده عواملى است که مجموعه آنها قدرت ملى را تشکیل میدهد تهیه این قدرت ملى جنبههاى معنوى هم دارد جنبههاى معنوىاش شاید به مراتب مهمتر از جنبههاى مادىاش باشد جنبه معنوى بزرگ است براى این که یک ملتى قوى باشد شرط اول رضایت افراد آن مملکت است مملکتى که مردمش ناراضى باشند اگر در تمام در و دشت این مملکت زر بریزند اگر تمام افراد این مملکت را مبدل به تانک بکنید ارزش نظامیاش صفر است پس بنابراین باید در مرحله اول به جلب رضایت مردم کوشید دولت دکتر مصدق از آنجا که مورد اطمینان مردم ایران است مىتواند این سیاست را عمل بکند آن دولتهایى که از روز اول مورد عدم اطمینانند هیچ وقت قادر نخواهند بود جلب رضایت بکنند زیرا حتى عملیات خوبشان اگر داشته باشند ملتى که به آنها اطمینان ندارد بد جلوه مىدهد فقط یک دولتى مورد اطمینان است که بتواند جلب رضایت افراد را بکند عدم رضایت مردم را ظلم و تبعیض بیشتر از هر چیزى ادامه میدهد مىگویند مملکتها با کفر باقى مىمانند ولى با ظلم بقایى ندارند این حقیقت بسیار بزرگى است براى این که بشر این طور ساخته شده هر گونه سختى را تحمل میکند از سختیهاى مادى بزودى فراموشى پیدا میکند ولى ظلم و بیعدالتى و تبعیض را هیچوقت بشر فراموش نمىکند یادگارهاى بیعدالتى را تا لب گورشان دنبال میکنند و این مملکت ما مملکت ظلم و ستم است این مملکت مملکتى است که صدها سال است ظلم و ستم درش حکمفرمایى میکند.

تذکر قانونی بنده این بود که مطابق اصل الحاقی بمتمم قانون اساسی مجلسین شورای ملی و سنا مکلفند پس از رسمیت یافتن مجلسین بلافاصله در مورد اصول ۴-۵-۶-۷- قانون اساسی و تفسیر مربوط باصل هفتم و همچنین در اصل هشتم و اصل ۴۹ متمم آن تجدید نظر نمایند توضیحی که در این خصوص عرض کرده بودم و محرک اصلی بنده در این تذکر قانونی بوده وهست این بود که چون شایعات و انتشاراتی بین مردم د رمحافل سیاسی و غیر سیاسی و روزنامهها در اطراف این مطلب داده میشود که ممکن است موجب نگرانی ملت ایران شده باشد. البته همه روزنامهها این خبر را نوشته بودند این را هم باز بنده اتفاقا از روزنامه اطلاعات شماره ۷۱۲۱ استخراج کردم و برای استحضار اقایان میخوانم که ملاحظه بفرمایند که قوانین مملکتی مادر مورد فروش نهال درخت زبان گنجشک که ارزش هیچ دارد چه جور رعایت میشود و در این معامله باین بزرگی اصلارعایت نمیشود و مزایده نمیگذارند.

نایب رئیس ـ بطور اختصار میتوانید اگر فرمایشی دارد بفرمایید؟ نایب رئیس – آخرمخالف صحبت کردهاست. ۳- گماردن عناصرنالایق وبی سواد برامورمهمه وعلت آن بودکه عناصرلایق وباسواد هر چند فاسدباشند کاملامنقادومطیع یک چنین دولتی نمیشوندتا مقاصد اورابتمام عیاراجرانمایند ناگزیردولت اشخاص نالایق را سرکارآورد که کاملامنظورش را اجرا نمایندچنانکه زیاددیدهایم اشخاصی که فاقدمعلومات قضایی بودهاند وتحصیلاتی نداشتهاند درراس امورمهمه گذاشته شدهاند آیا این اوضاع سهگانه برای انحراف یک جهانی ازآسایش کافی نیست؟ عمده وعلت العلل انحراف دادگستری ازسیرصحیح منظم همانا رویه وسیره بعضی ازدولتهای وقت بود که نمیخواستند دادگستری کشورایران سروسامان منظمی داشته باشد چه آنکه زمامداری آن دولتهای تحمیلی وقت باجازه وتمایل افکارعمومی نبودتادرانجام وظیفه آزاد ودراختیارخود باشندبلکه براثریک تعهداتی دربرابربیگانه ونفوذعوامل داخلی مسندحاکمیت را اشغال وناگزیربودند درموقع زمامداری خویش منویات دیگران را ازبیگانه وخودی بموقع اجرابگذارند اینگونه دولتهای اسیرتعهدات ناچاردرموقع زمامداری بایستی کارمندانی برسرامورحساس بگمارند تا بتوانند تعهداتی را که کردهاند ازاین راه اجرانمایند دراین صورت پرواضح است که کارمندان صحیح وباوجدان مطیع ومنقاد چنین حکومتی نشده وحکومت هم بحکم اجبارکارمندی را که قلاده انقیاد داشته باشد سرکار خواهدآورد تکرار اینگونه دولتهاواستمرارآن رویه ناپسند بتدریج چرخ دادگستری را منحرف ساخته ودرنتیجه راه کجی را که بمنظور نمیرسانید پیمود.

۲- رواج بازار فائده واستفاده به صورتهای مختلف نامشروع چه آنکه کارمندان کج رفتار همینکه یافتند منظوراصل ازاداره کردن دادگستری اجرای نیات سوء دیگرانست خودهم درمقام استفاده برآمده وظیفه قانونی خودرا یک عمل بازرگانی قرارداده واداره را به منزله دکان خویش فرض کردند. ۱- بی نظمی کامل دراموردادگستری که بطور کلی کارمندان نه علاقه بحضور درپشت میزخودونه دلبستگی بانجام وظیفه داشتند ومسئولیتی وجودنداشت کیفری هم دربین نبودفعالیت وانجام وظیفه مورداستهزا شده بی نطمی ولاقیدی طوری بالاگرفت که موجب شدپرونده وکارهای مردم درانبار بصورت تل انبوده درآمده بود واین اوضاع واحوال رقت بار کوچکترین تاثیری درروحیه کارمندان نکرد.

دراین اواخر فسادوانحراف بجایی رسیده بودک هاگرکارمند باقوت نفس ووجدان از اجرای اوامر دولت یاوزیردادگستری سرپیچی کرده ومیخواست وظیفه قانونی خودرا انجام دهد طوری اورا ازبیخ وبن ریشه کن میکردند که دیگرنتواند برسرکارحساس بماندچنانکه زیادوتکرار دیدهام عناصرصالح دادگستری به سبب انجام وظیفه پیوسته هدف ناملایمات شده وازکار برکنارومورداستهزا وعتاب کارمندان نادرست واقع میشدند این هم طبیعی است که کارمند ضعیف وبی شهامت همینکه احساس کرد بایدآلت اجرای منویات حکومت باشدوعدالت جزاسم ویک فرضیه خیالی بیش نیست اوهم منحرف شده پیرامون استفاده وسایرمنویات سوء خودمیگردد.

الف – بمنظورتوسعه فرآوردههای بنگاه رازی وتهیه واکسنها وسرمهای ضد بیماریهای دامی وانسانی وجلوگیری ازصدور ارزبرای خرید موادی نظیرآنچه که وسیله بنگاه مذکور درداخل کشورتهیه میشودازسال ۱۳۲۸ ببعدچندین مربته لایحه قانونی لازم برای تصویب دردورههای ۱۵و۱۶ به مجلس شورای ملی تقدیم ولی متاسفانه راکدمانده بود تا اینکه اخیرا با استفاده ازلایحه اختیارات لایحه قانونی مذکور با ۷ماده و۵تبصره درتاریخ ۲۵-۷-۳۱ تصویب وابلاغ گردیدبا اینکه کمترازیکماه ازتصویب این لایه میگذرد موسسه رازی موفق شدهاست دراین مدت مقادیرقابل توجهی از این قبیل واکسنها وسرمهاساخته دردسترس مردم ووزارت بهداری بگذارد. گزارش وزارت دادگستری: درآغازاین گزارش ازباب مقدمه ناگزیریم نخست اسباب وعوامل انحراف گردونه دادگستری را ازمحوراصلی خود بنگارم سپس اصلاحاتی که بعمل آمدهاست باستحضاربرسانم زیراتشخیص اصلاح کاملا موقوف به تشخیص عوامل انحراف وخرابی است وچنانچه عوامل فسادشناخته شدمیتوان یافت که وسایل اصلاح چیست اقداماتی که شده متناسب با خرابیها بودهاست یانه؟

۴- تهیه وسائل بهداشت وزخم بندی وایجادبیمارستان ووسائل جراحی کامل ودراین خصوص درنظراست که لااقل بیمارستان یکصدتختخوابی برای ژاندارمری بامساعدت وزارت بهداری ساخته شودوباین ترتیب علاوه براینکه یک بیمارستان مجهز بسیاربیمارستانهای پایتخت افزوده میشود عده کثیری کارگربکارگمارده میشوند. ک – ساختمان چند بنابرای کارگران درایستگاه اندیمشک ل – تکمیل کادرپزشکی بیمارستان سی تختخوابی ساری. و – ساختمان ۲۳ دستگاه خانه برای کلیه کارگران در تهران و چهار دستگاه در بندر شاه در دست عمل است. ز- ایجاد شرکت تعاونی عمومی برای کلیه کارکنان راه آهن دردست اقدام است. عجب دراینجا است که این دولتهای تحمیلی ابتدادربرنامه که میدادنددم ازفساد دادگستری ولزوم اصلاح آن میزدندولی بعد ازاستقرارزمامداری خوددرانحراف وخرابی آن میکوشیدند ومعلوم بود که فریادوفغان برای ریاکاری وفریب دادن مردم است.

هردو یکسان بود. یارو البته به فارسی نگفت. الف – تجدید نظر اساسی در سازمان ثبت احوال کشور به منظور آماده ساختن این دستگاه برای ثبت دقیق موالید و متوفیات و انتشار منظم آمارهایمربوطه که مستندترین منبع اطلاعات برای تعیین میزان افزایش طبیعی جمعیت کشور خواهد بود. همین دریایی رو که زیر گوشمونه. عادت وسبک آنگونه دولتهاوآن روریه مفاسدوخرابیهای ذیل را دردادگستری ایجادنمود. مهندس غروی. حاج سیدجوادی. جلالی. ناصر ذوالفقاری. کریمی.

دیدگاهتان را بنویسید