لغات انگلیسی – واژگان انگلیسی – تقویت لغات انگلیسی – اموزش لغات انگلیسی

بدین خوي سترگ و چشم بر شرم بدان کردار و گفتار بی آزرم. تردیدی نیست که مقدم بر همه ی ضرورتها، ضرورت آشنایی کامل با عربی کلاسیک است که بخش عمده ی آثار مربوط به معارف اسلامی بدین زبان از جانب ایرانیان و اعراب نوشته شده و آن ادیبانی که در این عرصه اطلاع کافی ندارند، قادر به استفاده از آثار مورخان و ادیبان عرب یا ایرانی عربی نویس (و مانند مثلن ابن مقفع و ابن جریر طبری و ابن خلدون و ابن خلکان و مسعودی و ابن اثیر و یاقوت حموی و بیهقی و ابن قفطی و مقریزی و جاحظ و ابوحیان و بسیاری دیگر که آثارشان از منابع مهم فرهنگ ماست) نمیشوند.

زبان دری بر خلاف پهلوی علمی ـ که به مصطلحات دینی، فلسفی و علمی زمان خود مجهز بود وقتی به عنوان زبان رسمی به صحنه آمد، به طور خود به خودی مصطلحات را بخشی از پهلوی و بخشی از عربی فرض کرد و چون رسم «هزوارش» و وامگیری از واژههای آرامی در پهلوی نیز سنت داشت، برای ایرانی مسلمان این کار، در شرایط تسلط دویست ساله اعراب بر ایران امری گاه ناگزیر و گاه طبیعی بود.

طی این نیم سده کسانی مانند علی اکبر دهخدا صاحب لغت نامه، محمد قزوینی (پسر عبدالوهاب قزوینی یکی از نویسندگان نامه دانشوران) که خود نقش موثری در تربیت جمع کثیری از کارشناسان جوان تر ایفاء کرد، ملک الشعرای بهار که در کنار استادی در شعر فارسی از نوادر ادیبان و محققان این عصر است، حسین پرنیا نویسنده ی تاریخ ایران باستان، پورداود نخستین متخصص ایرانی متون اوستا، فروزانفر (بدیع الزمان بشرویهای) و فاضل تونی و جلال الدین همائی که هر سه در علوم قدیمه و معارف اسلامی دست قوی داشتند و آثار تحقیقی گرانب هایی پدید آوردند، عبدالعظیم قریب و مجتبی مینوی و سعید نفیسی و سید احمد کسروی و احمد بهمنیار (دهقان) و رشید یاسمی و پروین گنابادی و نصرالله فلسفی و عباس اقبال و محیط طباطبایی و سپس نسل جوان تری از قبیل صادق هدایت و ذبیح الله صفا و دکتر محمد معین، و دکتر خانلری و فره وشی و باستانی پاریزی و محمد جعفر محجوب و عبدالحسین زرین کوب و محمد علی اسلامی ندوشن و شفیعی کدکنی و ده ها تن دیگر که برای احتراز از اطاله ی سخن نام نمیبریم و حال آن که در میان آنان پژوهندگانی در حد ارزش نامبردگان کم نیستند و ما تنها به دادن نمونههایی چند اکتفا کردیم و سکوت ما درباره ی دیگران به معنای نشناختن قدر کارهای ارزشمند آنان نیست.

وسایل تحقیقی (هوریستیک) مدرن امروزی باید به کمک بشتابد تا گرههای زیادی باز شود. این نامها نشان میدهد که در رشته ایرانشناسی و بررسی زبان و ادب فارسی، در واقع در پنجاه سال اخیر افراد برجسته و کارشناسی پدید شدند که هر یک صاحب دهها تالیف و صدها مقاله ی تحقیقی معتبر هستند و بسیار بجاست که گزینههایی از این مقالات تحقیقی که دارای ارزش علمی سپری نیست، چاپ شود، چون آن که این کار در حق برخی مانند بهار و کسروی و قزوینی و گنابادی و افراد دیگر انجام گرفته است و تا این حد ابدن کافی نیست.

درباره ی شعر ساسانی و بقایای آن در اوزان شعر خلقی و عامیانه ی ایرانی، بهار مسلمن از کسانی است که بیش از هر پژوهنده ی دیگر اندیشیده و کشف و استدلال او به نظر اینجانب دارای اساسمندی علمی است. ١٠ از آن جملهاند برهان قاطع، آنندراج، انجمن آراي ناصری و فرهنگ نفيسی (ناظم الاطبّاء) كه شمار زيادي از واژههاي ساختگی دساتيری را در بر دارند. اين دو تا بسته را برای من تا پُست خونه ميبری؟ آن روشنفکران ایرانی که از مدارس قدیمه ما بیرون آمده و از تعلم صمدیه و صرف سیر آغاز کرده و تا مغنی و مطول رسیده و زبان عربی کلاسیک را میدانسته و به علوم ادبی علاقه داشتهاند، با آموختن اسلوب اروپایی ِ تحقیق، خیلی زود توانستند به کارشناسان معتبری مبدل شوند و گاه از معلمان باختری که غالبن کمیت آنان در فارسی و عربی میلنگید، در گذرند و نمونه های باارزشی از تحقیق و تحلیل عرضه کنند.

نگارنده ی این سطور تمایل فراوانی داشت که در کنار کوشش ناچیزی که برای دادن یک چشم انداز از سیر جهانبینیها و جنبشها در تاریخ ایران انجام داده، به همین اقدام نیز درباره ی ادب فارسی دست زند. البته در گذشته کسانی در زمینه ی سیر تکوین ادب فارسی و مشخصات این سیر اندیشیدهاند، و به ویژه میتوان از ملک الشعرای بهار نام برد که از ایام انتشار مجله ی دانشکده تا اواخر عمر در این باب افکار جالبی عرضه داشته است. حتی میتوان چندین روش را در کنار یکدیگر استفاده کرد تا سرعت یادگیری بیشتر شود. در کنار آشنائی با زبان عربی، آشنائی با اوستائی و پهلوی نیز ضرورت انکارناپذیر یافته است و البته تسلط بر یکی دوتا از زبانهای مهم اروپایی نیز شرط ناگزیر استفاده ی مستقیم از پژوهشهای خاورشناسان است و بدون آن کوتهبینی و کمبینی پدیدار میشود.

این اثر حاوی کلیهٔ واژگان فرهنگهای خطی و چاپی فارسی است و در نقل آنها بسیاری از غلطهای گذشتگان تصحیح شدهاست و بسیاری از واژگان ترکی، مغولی، هندی، عربی، فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، روسی و دیگر زبانهای متداول در زبان فارسی نیز در این فرهنگ آمدهاست. تهیهی فهرست لغات جدید انگلیسی بسیار مفید است اما احتمال این که این لغات و معانی آنها کم کم از حافظهتان پاک شود، بسیار زیاد است.

به علاوه کتابهای متعدد و بیاغراق هزارها مقاله ی جالب درباره ی تاریخ ادبیات فارسی و درباره ی تاریخ زبان فارسی به وسیله ی کارشناسان خارجی و ایرانی نوشته شده و الحق باید گفت که ابهامات و تاریکیها و مشکلات بسیاری برطرف گردیده است، ولی هنوز از دیدگاه جامعهشناسی و هنرشناسی علمی سخنان گفتنی کم نیست و چون آن نیست که “بر و بام دانش همه رفتهاند”. منتها پهلوی گفتار تا چه حد با پهلوی نوشتار (که صیقل خوردگی فونتیک آن کم است) نزدیک بوده، مطلبی نیست که بتوان درباره ی آن روشن گفت. بهار به دنبال مارگلیوث خاورشناس معتقد است که عرب بطور عمده دارای شعر و موسیقی نبوده و پیدایش این دو پدیده در میان آنان مربوط به ایران است و لفظ “شاعر” (که در قرآن نیز از آن یاد شده) در نزد عرب تنها به معنای ساحر و عزایم خوان بوده است.

چراکه دیکشنری های فارسی به انگلیسی و بالعکس دیگر نیز سراسر دارای مشکل هستند و هیچ یک همراه خود دیکشنری لانگمن را نخواهند داشت. پس اگر امروز دست به کار نشويم و اين کار خطير را به پيش نبريم و زبانمان در برابر جهان بيدار و پويای امروز، همچنان ايستا و آشوب زده و خواب آلوده بماند، فردا بسيار دير خواهد بود و آيندگان گناه اين سستی و درنگ تاريخي را بر ما نخواهند بخشود. ج.: سبك خراسانی در شعر فارسی با آوردن نمونه های بسيار از نثر و نظم فارسی هزارهی گذشته، مي توانند سيمای زبان فارسی نوشتاری در اين هزاره را در برابر چشم ما نمايان گردانند.

دو معضل مهم و نسبتن تاریک که کماکان درباره ی سرچشمهها و زمینههای روند ادبی کشور ما هنوز باقی است یکی چه گونگی پیدایش زبان دری است و دیگر چه گونگی پیدایش شعر عروضی فارسی پس از اسلام، زیرا ناگهان میبینیم که از اوان صفاریان شعر و نثر فارسی دری با حد معینی از پختگی دستوری و لغوی و قدرت معینی از بیان هنری و منطقی وارد صحنه میشودـ به قول رومیان قدیم مانند الهه ی خرد “آتنا” که تمام و کمال از پیشانی پدرش رب الارباب “ژوپیتر” به بیرون جستن کرد!

دیدگاهتان را بنویسید