لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

وی می گوید: در سال 1998 میلادی به افغانستان سفر کرده و با آموزش زبان پشتو، نخستین فرهنگ لغت زبان پشتو به زبان چینی را آماده کرده است. هانری ماسه یکی از خاورشناسان معاصر فرانسوی نوشته است: «رضاشاه، مؤسس سلسله پهلوی، که به گذشته پر افتخار ایران توجه بسیار داشت، کمی پس از رسیدن به سلطنت تصمیم گرفت که کشور او، که تا آن زمان به زبان های خارجی «پرس» نامیده میشد، ایران خوانده شود. پس اين كاربردهاي دوگانهی مهر و عشق را – كه در سرودههای او ده ها نمونه دارد – نمی توان در پوسته و كالبد اين دو واژهی به اصطلاح مترادف و معنی ساده و قراردادی آن ها در فرهنگ ها جست و در ميان “مهر” و “عشق” نشان مساوی گذاشت.

خوانندگان از این نکته نیز غفلت نکنند که نام اِرانشتر یا ایرانشهر مساوی با نام ایران نیست، بلکه به معنی شهر ایران است. بلکه به تفاوت زمان به مقدار کم و زیاد، اسم های مختلف داشت: مملکت پارس، مملکت آذر بایجان، مملکت عراق عجم، ملوک لرستان و غیره. در دوره سلطنت ساسانیان پایتخت ایرانشهر در عراق امروزی بود، لذا مورخان دورة اسلامی به نقل از پارسیان دوره ساسانی بابل (عراق) را دل و مرکز ایرانشهر نوشته و جغرافیای آن را چنین مشخص کرده اند. حضور واژگان اوستایی در غرب کویر مشکلاتی برای مردم مازندران و عراق به وجود آورده بود.

برای توده­ی مردم غرب کویر فهم و سخن گفتن به زبان اوستایی سخت و دشوار بوده که می­پرسیده­اند چرا باید نیایش و نماز به زبان اوستایی شرقی انجام شود، آیا نماز با ترجمه درست نیست؟ ١٣ يادآوری اين نكته نيز ناسودمند نيست كه بسياری از وامواژههای به ظاهر عربی رايج در زبان فارسی،ريشهی عربی ندارند و خود زمانی از فارسی به عربی رفته و ديگرديسی يافته و سپس با كالبد جديد خود به فارسی بازگشتهاند. ویژگی های فرهنگ لغت دهخدا که از وب سایت موسسه بارگیری شده است به شرح زیر است: دوم اینکه معانی مختلف و شباهت های گرامری این کلمه از لحاظ فنی در آن منعکس شده است.

لغتنامه دهخدا نوشته است: «به کشور ایران در عهد ساسانی «اِرانشتر» (Eran – shatr) میگفتند… این درگیری، اگرچه از یک رویداد جزئی و حاشیهای آغاز شد که در میان دانشآموزان لیسه خنجان پیوسته بود، اما در پشت سر آن عقدهمندیهای تاریخی نهفته است که برخاسته از مسئله هویت میباشد. مقاله شما عالی بود، ولی اگر بتوانید از منابع خارجی هم استفاده کنید به نظرم بهتر خواهد بود. حرف صاحب مقاله یک نظر علمی و قابل دفاع است که پارس از شرق به غرب گسترش یافته است. متن مقاله را با دقت و پیش داوری بخوان و حرف هایی هوایی دلیل کم اطلاعی شما است!

به دلیل آن که زبان اوستایی ویژه شرق کویر و سرزمین «ائیرینم وئجه» بوده، مردمان غرب کویر یعنی مادها، این زبان را نمی­فهمیدند، بنا بر این موج ترجمه و تفسیر اوستا در غرب رایج شد که در این فرایند دستکاری­های فراوانی از سوی مغان مادی انجام شده است. عبدالله بن مقفع گوید، زبان های فارسی عبارتند از فهلوی و دری و فارسی و خوزی و سریانی، فهلوی منسوب است به فهله، نام پنج شهر است و آن اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان است. کهن ترین گزارشی که درباره ی زبان دری داریم گفته ی «ابن مقفع» است که «ابن ندیم» در کتاب الفهرست آورده است.

این یکی از نایابترین آثار نشر شده بزبان دری در بارهء خوشحالخان است. همین قدر بگویم که مردم ما هم به فکر این افتاده اند که هویت شان چه است و به کدام قوم و ریشه تعلق دارند. ایا وقت ان می رسد که شما صدای ما مردم بیچاره را بلند کنید و هزاره گفته لااقل از ظلم هایی که بر ما می شود در اینحا و دیگر مطبوعات هزاره ها یک چیزی بگویید؟ به نظر مي رسد منظور سامانيان باشد و اشتباه چاپي رخ داده باشد. به نظر من این کتاب غنی ترین اثری است در این موضوع، مگر این که به دست آوردن همه ی آن مواد و شناختن گیاهان و عناصری را که یاد کرده نیاز به صرف وقت و پژوهش کامل دارد.

دو کتاب تاریخی «پطر کبیر» و «شارل دوازدهم» اولین سفارش ترجمهای بود که عباس میرزا به میرزا رضا مهندس داد. همچنین در سال 2006 خلاصه ای از فرهنگ لغت “فرهنگ میانه دهخدا” در دو جلد منتشر شد ، بنابراین در این مدت این موسسه با روند تکنولوژیکی پیش رفته است. این جغرافیای ایرانشهر دوره ساسانی بود. اما جغرافیای یاد شده در نوشته های معاصر مسکوت مانده و تنها یک نقطة خورد در جنوب شرق ایران امروزی به نام ایرانشهر است که به گفتة دهخدا: «در شهریور ۱۳۱۴ ش. موبدان دورة ساسانی تاریخ و جغرافیای آریانا و پارس را از حوزة شرق کویر نمک به محیط غرب کویر منتقل ساخته و به آن رنگ بابلی (بین النهرینی) دادند.

در شاهنامه فردوسی از زابلستان و زاولستان و زابل و زاول ۹۹ بار و از کابل و کابلستان و کاولستان ۹۶ بار، از قندهار ۲ بار، از نیمروز ۳۲ بار، از زرنگ ۲ بار، از سیستان ۳۱ بار، از هیرمند ۱۴ بار، از کلات ۱۰ بار، از بُست ۸ بار، از بلخ ۴۶ بار، از آموی (دریای آمو در شمال بلخ) ۱۰ بار، از زم (نام شهر و رودی در مرو) ۵ بار، از مرو و مرورود (شمال هرات) ۳۴ بار، از طالقان (در نزدیک مرورود) ۳ بار، از کوه البرز (جنوب بلخ) ۱۲ بار، از بامیان ۱ بار، از گوزگانان ۱ بار، از غرچگان ۲ بار، از پنجهیر ۱ بار، از بدخشان ۴ بار، از هری (هرات) ۱۷ بار، از پارس (در بلخ و شیراز) ۵۱ بار، از کرمان ۸ بار، از نشاپور ۵ بار، از شیراز ۷ بار، از صطخر ۱۴ بار (در رابطه با ساسانیان) از اصفهان ۱۰ بار، از مازندران ۸۴ بار، از ری ۳۱ بار، از آمل ۱۵ بار، از ساری ۶ بار، از قم ۲ بار، از همدان ۵ بار، از اهواز ۸ بار نام برده شده است.

تاریخ آریانای کهن یا پارس باستان در عهد ساسانی مورد تحریف و تغییر قرار گرفت. پارسی باستان بدین گونه که در سنگ نوشته های بیستون و تخت جمشید و نقش رستم و چند جای دیگر آمده است، نه می تواند در زمان خود زبان گفتار بوده باشد، و نه می تواند با گذشت پانصد سال، تا این اندازه که در زبان پارسیگ می بینیم، ساده گردد. ۴- در مورد شاهنامه فردوسی باید گفت فردوسی در شاهنامه اش ایران را از فرات تا سند میدانسته البته شاهنامه یک افسانه است ولی فردوسی شاهان ساسانی را که برخواسته از سرزمین فارس ایران بودند و آثار تاریخی مکتوب در آن سرزمین بجای گذاردند را نیز ایرانی ذکر کرده نه پارسی !

بسیاری از لغات انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، ترکی، مغولی، هندی، عربی، روسی و دیگر زبانهای متداول در زبان فارسی نیز در این فرهنگ نامه آمده است. دلیل آن چون این است که در این دوره هیچ یک از شاخه های زبان های ایرانی باستان هنوز تا آن اندازه از تنه ی اصلی و یگانه ی خود دور نشده بود که برای گویندگان زبان دیگر کاملا بیگانه باشند. برخی از همین گزارش­ها که به «زند» نامبردار بود هنوز در دسترس ما هست. ببینید که ما سنی هستیم اما برادران تاجیک ما را هنوز هم هزاره گفته از خود نمی دانند گرچه که پدران ما خود را تاجیک می گفتند.

2) پدران بیسواد و ساده و دهاتی ما و شما در گذشته بنام شیعه و سنی بازی خوردند و از همدیگر دور ماندند. امروز وظیفه ما و شما و وظیفه نسل باسواد و آگاه جامعه هزاره است که دیگر فریب غداران و اربابان سیاست و مذهب را نخورند و از برادر و هم خون و از یار و یاور طبیعی خود بنام شیعه و سنی فرار نکنند و همدیگر را بدخواه و بیگانه نپندارند. پس از آمدن اسلام و پیروزی اعراب مرزهای سیاسی دولتها شکسته شد و در نوشته های مورخان دوره نخست اسلامی مرز های سیاسی و حدود مشخصی بنام ایران وجود ندارد.

ایران و ایرانیت و پندار نیک و گفتار نیک و رفتار نیک و زردشت بلخی و شاهنامه و ادب پارسی را که میراث معنوی ما مردمان بلخی و زابلی و کابلی است، پس دهید. ۱۷ سرطان , ۱۳۹۱ ما افغانستا نیها نیز هزار بار از دروغ گو یان و مردمی که با هویت جعلی و سرقتی زندگی میکنند، نفرت داریم و می خواهیم که با منطق و اسندلال و اسناد تاریخی، تاریخ و هویت کشور و مردم خود را از آنها پس بگیریم. سپس در دوران حاکمیت اعراب نیز تاریخ آریانا مشوش گردید.

» و این سخن نشان می­دهد که در همان هنگام نیز زبان اوستایی برای گویندگان پهلوی، زبان دور بوده است، چنانکه ایرانیان آن­را به درستی در نمی­یافته­اند و انبوه نامه­ها که به زبان پهلوی بر اوستا نگاشته می­شد؛ همه از برای گزارش واژه­های دور از زبان و سخنان دور از اندیشه­ی مردمان بود. اما جای نا امیدی برای ما این است که هزاره ها خود ما هم سخن ما را و فریاد ما را یا نمی شنوند و یا نا شنیده می گیرند. فریاد مظلومیت خود را بالا کنید. ما شما را نمی خواهیم .

این مترجم که بعنوان مترجم پیشنهادی در اولویت دوم ما مطرح می شود توسط غول تکنولوژی شرکت مایکروسافت ساخته شده است که هم واژگان و هم متون را برای شما ترجمه می کند. همکار عزیز پایه هشتم اگر میخواهید بهترین فایل طرح درس عربی با موضوع اهمیه لغت العربیه را با قیمت بسیار مناسب دانلود کنید با ما همراه باشید.این فایل طرح درس عربی اهمیه لغت العربیه در تعداد صفحات 4 صفحه با فرمت word و قابل ویرایش در سایت مدرسه فایل،در دسترس است و شما میتوانید بهترین و با کیفیت ترین فایل طرح درس اهمیه لغت العربیه را از اینجا دانلود و مطالعه کنید.بسیار مفتخریم که سایت ما را برای دانلود طرح درس عربی پایه هشتم درس اهمیه لغت العربیه انتخاب کردید.

به نظر برخی از افراد، بهترین راه یادگیری لغت انگلیسی و معنی آن از طریق دنبال کردن آن در دیکشنری است. راه آن مالرو و صعب العبور است. ۱۶ سرطان , ۱۳۹۱ چند وقت که بحث های تاریخی در غرجستان راه افتاده. زبان اوستایی که در غرب کویر ترجمه شده است، بسیاری از واژگان اوستایی را در غرب منتقل کرده است. فکر می کنم بهتر است هرکس به هر لهجه و گویش و زبان که راحت است و می تواند ارتباط گیری کنشی نماید آنرا به کار برد. تا این که پیرامون هزار و پانصد سال پیش، یکی از گویش های جنوب باختری به نام دری، رفته رفته به دیگر بخش های ایران گسترش یافت.

دیدگاهتان را بنویسید