لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

طرفداران تركي بودن واژه به كاربرد آن در برخي متون تركي، كاربرد آن در معني حكميّت و داوري در زبان تركي آذربايجاني و قول ميرزامهدي خان استرآبادي در اين باره استناد ميكنند. این كلمات بیگانه، در زبان فارسى بین خود نیز تناسبی پیدا كردهاند. اگر این سنگ نوشته ها به فارسی باستان بودند و به ادّعای خود خانلری در مطالعۀ تطبیقی بین آن زبان و زبان فارسی دری شباهت هایی یافت می شود؛ علی القاعده آن کتیبه ها باید در خود ایران و به دست فارسی زبانان خوانده می شدند؛ نه به دست باستان شناسان یا زبان شناسان غربی! بالاخره زبان مردم ایران در آن دوران اوستایی بوده یا پهلوی؟

۲- ١- زبان دری، زبان بخش خاوری ایران است که پس از پهلوی حتی در دوران ساسانی دارای تداول و کاربرد است. در واقع ارتباطی وجود ندارد. اولی شامل تمام خصوصیات تشکیل دهنده یک مفهوم می باشد، برداشت از یک مفهوم در واقع مجموعی از ویژگی هایی است که باعث تمایز آن مفهوم از بقیه مفاهیم می شود. نام یکی از بخشهای شهرستان اهواز می باشد که در شمال خاوری اهواز واقع و حدود آن بشرح زیر است: از طرف شمال بکوه چوه و سلسله جبال ورزرد، از جنوب بکوه شاویش، از خاور بکوه آب بندان و از باختر به کوه پیرقدی.

در استهبان فارس، سال های 1330 و پیش از آن که عموم مردم از چراغ های نفتی فیتیله ای اماکن عمومی و خانه های شخصی را روشن می کردند؛ ما به راهنمایی بزرگان دوده های نفت را از طاقچه ی مثلث شکل مساجد برای ساختن مرکب جمع می کردیم و چون دوده بسیار سبک وزن و فرّار بود، لباس ها و سر و صورت خود را آلوده می کردیم بعدها با خواندن نسخه های مکتوب مرکب سازی از ظروف سفالی استفاده کردیم و در این اواخر دوده های لوله ی بخاری وآب گرم کن را خالی می نمودیم، اما مشکل آلودگی دست و سر و صورت به سادگی حل نشد.

در این باره باید گفت: میرزامهدی خان استرآبادی منشی نادرشاه افشار لغت نامه ای ترکی با عنوان سنگلاخ دارد که آن را در قرن دوازده قمری برای شرح و رفع اشکالاتی که در مطالعۀ آثار امیرعلیشیر نوائی به آنها برخورده؛ تألیف کرده است. نبات مصری و زعفران اعلاء و نیل سراب و افتیمون از هریک یک درم اولاًً مقدار پنج من آب صاف در دیگ پاک نموده و اگر دیگ سنگی باشد بهتر است بجوشانند تا نصف شود و دیگ را از آتش فرو گیرند و آن چه صمغ و زاج را احتیاج است از آن آب بر سر آن ها ریزند، بعد از آن اجزای دیگر را سوای صمغ و زاج و زعفران و نبات در ظرف پاک کرده، تتمه ی آب جوشیده بر سرآن ها ریزند و سه روز در آفتاب گذارند.

دکترخانلری بعد از تعیین زبان آن قوم مهاجر به عنوان زبان ایرانی، از فقدان اطّلاعات در بارۀ نخستین شعبه های زبان ایرانی منشعب از زبان اصلی هندواروپایی سخن به میان می آورد، سپس به حکایت آشنای رایج میان باستانگرایان رجوع کرده و از دو شعبۀ فارسی باستان و زبان اوستایی یاد می کند. از نظر نویسندگان و مورّخان وطنی زبان هایی همچون فارسی باستان، اوستایی، پهلوی و فارسی دری در امتداد یکدیگر قرار داشته و زبان واحدی هستند که به مرور زمان دچار تغییر و تحوّلاتی شده اند. وجود تمدّن های متعدّد در فلات ایران چندین هزاره قبل از آمدن این پدربزرگ های تخیّلی از دشت های جنوب روسیّه امری قطعی بود که حتّی در نوشته ها و نتایج تحقیقات نویسندگان و باستان شناسان غربی که حکم اربابان و آبشخورهای فکری خانلری و امثال او را داشتند، هم مورد تأیید قرار گرفته بود، لیکن این گروه همچنان ترجیح می دادند به جای آن تمدّن ها و مردم اصلی این سرزمین گروه دیگری را که از سر افلاس راه کوچ و آوارگی را در پیش گرفته بودند؛ نیاکان واقعی خود فرض کنند.

خانلری هم وطنان واقعی و حاضر خود را رها کرده و در دوردست ها به دنبال هم وطن و هم نژاد می گردد. خانلری به زبان های دیگر رایج در ایران باستان مانند مادی هم اشاره می کند و لابد در ذهن و نظر خود مادی را هم در زمرۀ زبان های ایرانی یا همان زبان های آریایی جای می دهد. در این زمان دانشمندان انگلیسی و فرانسوی و آلمانی با کوشش فراوان به خواندن این نوشته ها توفیق یافتند و راز کتیبه های مزبور که قرن ها پنهان مانده بود؛ آشکار گشت. دولت سامانیان بکردار خان یغما بین ترکان آل افراسیاب یا ایلک خانیان و عده ای از غلامان ترک خودشان تقسیم شد و این غلامان ترک که با عنوان غزنویان مشهورند در غزنین تشکیل دولتی قوی دادند و قلمرو خود را در مغرب تا حدود ری و عراق و در مشرق تا لاهور و هند رسانیدند.

در لغتنامه آنلاین شما با وارد کردن هر واژه ای در بخش مشخص شده و زدن دکمه جستجو، به سرعت معنی و توضیحات مربوطه را می توانید مشاهده کنید. به جز خانلری کسان دیگری هم برای واژه های «ایران» و «آریایی» چنین معناهایی ذکر کرده اند. پذیرش این نظر البتّه نتیجه مورد انتظار نویسندگانی چون خانلری و شرکای فکری او را حاصل نمی کند و این قبیل نویسندگان ریشۀ فارسی یا آریایی داشتن کلمۀ ایران را غیر قابل گفتگو می دانند.

یک ایراد مهم در روش کار نویسندگان و مورّخان باستانگرا تقسیم بندی و مطالعۀ زبان یا ادبیّات با توجّه به جریان های سیاسی، حکومت ها و سلسله های پادشاهی بوده است. « همين كه زبان قوم آريايي به دو شعبة ايراني و هندي تقسيم شد؛ شعبة ايراني آن به سرعت بيشتري تكامل يافت و چون اين زبان در سرزمين بسيار پهناوري كه از يك سو به صحراي گبي و ماوراء رودهاي سيحون و جيحون و از سوي ديگر به آسياي صغير و حدود سوريّه مي رسد، بسط يافت، به زودي آن نيز به شعبه هائي منقسم شد.

یعنی زبان اوستایی با روی کار آمدن هخامنشیان تعطیل گشته دوران فارسی باستان آغاز می گردد؛ فارسی باستان با روی کارآمدن اشکانیان جای خود را به زبان فارسی میانه و شعبه ای از آن به نام پارتی می دهد؛ با نابودی اشکانیان دوران پارتی تمام شده و دوران شکوه پهلوی فرا می رسد و در نهایت با پایان کار ساسانیان دوران زبان پهلوی به سر رسیده و دوران زبان فارسی دری آغاز می گردد و از همه جالب تر اینکه متکلّمان زبان های جانشین زبان مردم و حکومت دورۀ قبل را هم به کلّی نمی فهمند و با پایان کار سلسله ها یا تغییرات سیاسی و اجتماعی زبان های دورۀ قبل نیز منقرض می گردند!

ق. در خراسان استقرار یافت دوران تسلط عرب در ایران به سر رسید و ایران توانست استقلال قومی خود را بدست آورد و بار دیگر تاریخی خاص داشته باشد. پس از کوتاه شدن تسلط صفويها و مغولها ، همچنان منحل شدن ازبيک های ماورالنهر در سيستم اداری شمال ، هنوز هم مجال رونق علم و ادب وجود نداشت. که در بغازکوی به دست آمده؛ از مهاجرت این اقوام که گویا از دشت های جنوب روسیّه آمده بودند و به سوی قرارگاه های بعدی خود؛ یعنی، ایران و هند می رفته اند؛ آثاری ضبط کرده است.

این مصادره در حالی اتّفاق می افتد که خود او معترف می شود از زبان مادی تنها چند کلمه باقی مانده که آنها هم اسم های خاصّی است که در نوشته های پارسی و یونانی لابد با تغییرات و تبدّلاتی ضبط شده است. تعدادی ارمنی در این ناحیه حضور دارند که زبان خود را زبانی مستقل می پندارند؛ حکایت آسوری ها هم جز این چیز دیگری نیست؛ تات های ساکن در این ناحیه در اصل خود را تالش می دانند؛ نخبگان کرد هم به زور دگنگ می خواهند کردی را ادامۀ همان زبان مادی قلمداد کنند.

دیدگاهتان را بنویسید