لغت نامه دهخدا حرف س (سین)

استدلالات شادروان بهار از نوع جوشهایی است که گاهی غرور ملی نام گرفته و به هر حال ربطی به علم ندارد. با این حال ادب فارسی و ادب عربی، علیرغم داشتن وجوه اشتراک، هر یک استقلال و رنگ و بوی خاص خود را حفظ میکنند. حال این سئوال مطرح میشود: چه ارتباطی مابین سبکهای ما و سبکهای متداول در ادبیات اروپا وجود دارد؟ سبک بازگشت که از اواخر صفویه و به ویژه در دوران افشار و زند و قاجار متداول میشود. بازگشت به سبکهای خراسانی و عراقی است (شاید بیش تر خراسانی)، البته همراه با بازتاب مشخصات مدنی و زبانی عصر.

البته در گذشته کسانی در زمینه ی سیر تکوین ادب فارسی و مشخصات این سیر اندیشیدهاند، و به ویژه میتوان از ملک الشعرای بهار نام برد که از ایام انتشار مجله ی دانشکده تا اواخر عمر در این باب افکار جالبی عرضه داشته است. در این که پس از دیری به نام شعرای جاهلیت و مخضرمین اشعاری سروده و یا اشعار خام آنان را (که از طریق روایات شفاهی شنیدهاند) به هنگام نوشتن نظمی دادهاند، میتوان حدسیاتی زد. این فرهنگ لغت جلدهای بسیاری دارد و از طریق مجموعه لغتنامه دهخدا به این آثار دسترسی پیدا میکنید.

دیکشنریها و فرهنگ لغت زبان انگلیسی به دو دسته کلی تصویری و واژگان تقسیم می شوند. البته قوانین عام روند ادبی به طور کلی بر روند ادبی زبان فارسی نیز صادق است. نام “علم” و مصطلحات علم به کلی عاری از واژههای ترجمه شده از سریانی یا هندی و یا پهلوی و بطور خالص عربی است و این خود قرینه ی دیگری است بر اصالت عربی علم. یعنی در مورد سبک هندی ممیزات زمانی و ادبی دخیل است نه زبانی.

ما داوری را به تاریخ وا میگذاریم و به هر جهت معتقدیم، همان طور که در مورد گذشتگان، مجرد از مواضع سیاسی و اجتماعی آنان، از آثار شان استفاده میکنیم، و تعصب و تنگنظری را در عرصه ی تحقیقات با ارزش علمی رخنه نمیدهیم، ما که در مورد آثار کارشناسان خارجی همین روش را داریم، در مورد آثار کارشناسان ایرانی نیز منطقن باید از همین روش پیروی نمائیم. این تلازم اشکال با انواع نیز به طور نسبی گفته شده و در حوزه ی واقعیت جریان از این درهمتر و آشفتهتر و مطلب درخور بررسی همه جانبه است.

این مطلب به خودی خود درست است. ۲- اینک به مطلب معمایی دیگر، یعنی ظهور ناگهانی شعر عروضی فارسی بپردازیم. شاید بتوان دو پدیده معمایی “پیدایش زبان فارسی دری بعد از اسلام” و “پیدایش شعر عروضی فارسی پس از اسلام” را به نحوی که گفته شد حل کرد، یا حل شده انگاشت. طی این دویست سال، از درآمیزی عربی (شاید در حدود ۲۰ درصد) با فارسی ِ متداول در خاور ایران (که اتفاقن از مراکز عمده ی قبایل کوچیده ی عرب نیز بود) فارسی دری ساخته شد که با فارسی دری عهد ساسانی بدون تردید تفاوتهای لغوی، تلفظی و شاید صرف و نحوی داشت و حدود این تفاوت روشن نیست.

البته پهلوی علمی با لهجات موسو م به «فهلوی» مرکز، غرب و جنوب ایران تفاوت جدی دارد. در سرزمین های اسلامی قدیمی ترین دست نوشته، قرآن کریم و متون دینی است؛ اگر در این آثار بجای مانده کاوش کنیم به دو نکته اساسی می رسیم: یکی آن که مرکب های سنتی قدیم پایداری زیادی داشته و با همه ی توجهی که در نگاهداری آن ها به کار رفته و با گذر از آن همه آفت طبیعی و انسانی هنوز پابرجاست دیگر زیبایی و وقار خاص مرکب های سنتی است، امروزه خوش نویسان از همه نوع رنگ و مرکب صنعتی و سنتی استفاده می کنند، اما آن زیبایی و دوامی که در مرکب های اصیل قدیم بوده کمتر به چشم می خورد، زیبایی و دلپذیری خیلی از آثار جدید را نمی توان منکر شد اما پایداری آن ها را هم نمی توان تضمین کرد؛ انتقادی که به جامعه خوش نویسی و مدیران هنری می کنند این است که : برای احیای صنعت تاریخی مرکب سازی اقدامی صورت نگرفته و اگر به روشی علمی و جدی اسرار این فن ظریف حفظ نشود زیان بزرگی به هنر خوش نویسی و مواریث فرهنگی خواهد رسید.

بچه ها اکثرا کلمات را حفظ کرده و در بسیاری از مواقع تلفظ ها را ساختگی و اشتباه به حافظه می سپارند (از کتاب های لغات ضروری تافل یا لغات 504). در نتیجه، دچار پدیده Fossilization می شوند. صفویه که نسبت خود را به شیخ صفی الدین اردبیلی عارف معروف قرن هفتم هجری میرسانیدند با اتخاذ شعار تشیع، بلاد شیعه نشین ایران، از قبیل گیلان، لاهیجان، دیلمان، طالقان، قم، کاشان، سبزوار، مشهد، آمل، ساری، رستمدار، ساوه، آوه، حویزه، شوشتر و جز آنها را متصرف شدند و این معنی خطر تجزیه و تشتتی را که در آن عهد با توسعهء روزافزون قلمرو آل عثمان در مغرب ایران و با تجاوز و تعدی مستمر ازبکان به خراسان ممکن بود بلاد ایران را بین آن دولت نوخاسته تقسیم کند از بین برده استقلال و موجودیت ایران را حفظ نمود.

بخش دوم نظر بهار که این عروض در ایران بر اوزان هجایی بومی انطباق داده شد و بحور و زحافاتی پدید آورد که در عربی متداول نیست، البته درست است و برای اثبات آن دلایل عدیده موجود است. در ادبیات فارسی، اعم از نثر و نظم، تنوع فراوانی پدید میآید. با توجه به تنوع سبکها، اشکال و انواع ادبی، ما میتوانیم در گنجینه ی ادبیات خود راهیابی کنیم. ادبیات رشتهای از هنر، و چون آن که فلاسفه و هنرشناسان سراسر تاریخ در این نکته متفق القول هستند، به علت نیروی بیانگری لفظی و معنوی بسیار قوی و قدرت انتقال اندیشه و عاطفه و نقش فرهنگساز و روانپروری که دارد، در میان انواع هنرها (مانند هنر تصویری و تزیینی، هنر صحنهای، هنر پلاستیک، هنر موسیقی) ـ مهم ترین آن ها محسوب میشود.

تحقیق درباره ی نثر فارسی هنوز به حد کافی رسا نیست و باید ثغور آن را معین کرد و روشن ساخت که تاچه حد مثلن کتب تاریخی را میتوان وارد ارثیه ی ادبی کرد، اما از لحاظ انواع (ژانرها) در ادبیات فارسی (به ویژه شعر) با انواع وصفی (یا روایی)، غنایی، حماسی، رثاء، هزل، موعظه، تحقیق، مدیحه سرو کار داریم. مثلن در ادب فارسی نیز میتوان از رئالیسم و آنتیرئالیسم (و سوررئالیسم) سخن گفت. برخی از این زندگی نامهها واقعن شگرف و لرزاننده است و میتوان به آثار هنرمند، روحی دیگر بدمد.

در کنار تدارک زندگی نامه ی هنرمندان ادیب ما، تنظیم گزینههای آثار آنان برای استفاده ی عموم مردم، همراه با شروح لغوی، تاریخی، فکری و نقطه گذاری و تنظیم به شیوه ی امروزی از جهت عرضه داشت مطالب، ضرور است. مرحوم حبیبی به جهت انتسابش به عالم، فامیلی خویش را حبیبی گذاشته است. در این نبرد، زبان دری آمادگی بیش تری از طبری داشت و از جهت ساختار صرف و نحوی کاملتر و فصیحتر بود. آن روشنفکران ایرانی که از مدارس قدیمه ما بیرون آمده و از تعلم صمدیه و صرف سیر آغاز کرده و تا مغنی و مطول رسیده و زبان عربی کلاسیک را میدانسته و به علوم ادبی علاقه داشتهاند، با آموختن اسلوب اروپایی ِ تحقیق، خیلی زود توانستند به کارشناسان معتبری مبدل شوند و گاه از معلمان باختری که غالبن کمیت آنان در فارسی و عربی میلنگید، در گذرند و نمونه های باارزشی از تحقیق و تحلیل عرضه کنند.

روشن است که ما، به علت وفاداری اکید به علم و اسلوب علمی، کاملن به نسبیت این قضاوتها معتقدیم و حتا بر آن نیستیم که جمع بست ما نوعی ترازبندی قطعی برای یافتههای علم تا امروز است. امروز در انزل وب ۱۰ تا از بهترین و کاملترین برنامه دیکشنری رایگان و پولی برای کامپیوتر، آیفون و اندروید را به شما معرفی کردیم. این دیکشنری می تواند به دلیل ویژگی های غنی و امکاناتی مانند به صورت لینک قرار دادن کلمات و مترادف های یافت شده برای واژه موردنظر، تا با کلیک بر روی هر یک بتوانید به صفحه مربوط به آن لغت رفته و معانی و کاربردهای گوناگون آن لغات و اصطلاحات را درک کنید، برای شما بسیار پرکاربردتر و مفیدتر از یک کتاب فرهنگ لغات باشد.

فرهنگ ادبی ما به ویژه و در درجه اول با فرهنگ عرب و هند و در درجه ی دوم ترک روابط داشته و البته ادبیات “معاصر” ما پیوند فراوانی با ادبیات جهانی به ویژه اروپائی پیدا کرده است. نکته ی مهم دیگر در مورد شناخت روند ادبی کشور ما، روابط و تاثیر متقابل آن با فرهنگ کشورهای دیگر است. به نظر میرسد که زبان ایرانی در کشور ما در آستانه ی فتوح عرب به سه گروه مهم دری و پهلوی (فهلوی) و طبری قابل تقسیم بود. دو معضل مهم و نسبتن تاریک که کماکان درباره ی سرچشمهها و زمینههای روند ادبی کشور ما هنوز باقی است یکی چه گونگی پیدایش زبان دری است و دیگر چه گونگی پیدایش شعر عروضی فارسی پس از اسلام، زیرا ناگهان میبینیم که از اوان صفاریان شعر و نثر فارسی دری با حد معینی از پختگی دستوری و لغوی و قدرت معینی از بیان هنری و منطقی وارد صحنه میشودـ به قول رومیان قدیم مانند الهه ی خرد “آتنا” که تمام و کمال از پیشانی پدرش رب الارباب “ژوپیتر” به بیرون جستن کرد!

این گزینهها، غیر از متون انتقادی است که علمن موظف است ادیب مورد نظر را در “کل آثارش” با “اصالت و دقت تمام” معرفی کند. به نظر این جانب جستجوی “کلاسیزم”، “رمانتیسم”، “ناتورالیسم”، “سوررئالیسم”، بدان معنی که در ادبیات اروپا تجلی کرده، در ادبیات کلاسیک ما جست و جوی بیراهی است. خود عروض را هم شادروان بهار اقتباس از ضرب و ایقاع موسیقی ایرانی میشمرد که به وسیله ی اعراب (خلیل بن احمد) تنظیم شده ولی سپس به ایران آمده و اوزان چکامه و چامه و ترانه فارسی را متحول کرده و بدان نظم و نسق امروزی را بخشیده است.

فرضیه ی به تر و منطقیتر آنست که خلیل بن احمد (و بعدها اخفش نحوی) بر روی سنن شعر عربی، که تا زمان آنان به پختگی و تنوع رسیده بود، و شاید هم با استفاده ی نظری از افکار هندیان درباره ی وزن شعر، علم عروض را به وجود آورده باشند. وجود برخی اغلاط وزنی و ضعفهای لفظی در اشعار این شعرا نشانه ی نارسایی و ناپختگی این روند است که بعدها تکمیل میشود و در اشعار رودکی و دیرتر فرخی سیستانی و عنصری به اوج کمال و پختگی خود میرسد و جا افتاده میشود و کسانی مانند شمس قیس رازی بعدها قواعد آن را در افق علوم عروض و قافیه منسجم میکنند و برای آن پایههای متقن پدید میآورند.

دیدگاهتان را بنویسید